؟؟؟
راستی دلم کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دل صفحه شطرنج کسی نیست نمیخواد کسی براش مهره بچینه
راستی دلم کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بلیط ماندن است مانده روی دستهای من
در این همه مسافر حرم نبود جای من
عید بود...
سه هفته بعد...
سه شنبه سر کلاس بودم بابا زنگ زد و گفت سریع بیا خونه میخوایم بریم مشهد.
تو برنامه ام بود اما نه حالا.ته دلم راضی نبودم آخه قرارمون به این بود که نیمه های اردیبهشت با دوستام برم.
هوا بارونی بود...
دسته جمعی چقدر حال داد تک تک بچه هارو یاد کردم .
انشاا.. قسمت شما
یه جورایی میشه گفت رنو ماشین نیست یعنی کسی که رنو داره بهش میگن رنو تورو داره.
منم از اونام که کلا به رنو مشکوکم.تا رنویی میبینم نظراتم گل میکنه که سپرش باید عوض شه شیشه کنده شه چراغاشو رنگ رنگی،رینگ اسپرت و بگیر برس موتور...
عجب اشتباهی کردم به دخترعموی تازه عروس گفتم ماشینتونو چند خریدین تا قیمت و گفت
خواهری داد زد فردی فردا بریم قولنومه.(بیشین بابا)
حس کنجکاوی تحریکم کرد پرسیدم موتورش چی سالمه؟یعنی خراب شدنی نیست.
در کمال خونسردی نه بابا کاردرسته!
چون باباینا کار داشتن قرار شد من و خواهری با اینا بریم خونه.
من و خواهری ذوق زده آره درو گفتیم و پریدیم تو ماشین.
یعنی مارو یکی باید تو ماشین جمع میکرد به صندلیاش دست میزدیم و روکششو لمس میکردیم
تا آقا حمید چراغ اتاقک روشن کرد یه لبخندی به خواهری زدم گفتم آره پیشرفته اس.
از بس با این ور اون ور ماشین ور رفتم حوصله مون سرفت
مینا (تازه عروس ) که متوجه حال ما شده بود گفت آهنگ بزارم ؟
خوشال خوشال شدیم تاplay کرد فکمون اومد کف ماشن (آخه اینااز اون بچه مثبتان که فقط آهنگای مجاز اصفهانی و خواجه امیری میگوشن اونم مال عهد جاهلیت)
یهو ماشین ریپ زد....
تا تهشو بگیر که من و تازه عروس و خواهری پیاده شدیم تا خود شهر ماشین هل میدادیم.
قیافمون خنده دار شده بود اینا هی میخندیدن ول میکردن کل ماشین میفتاد رو بنده (تازه عروس هم چادر به دست)
+یعنی میگی من چششون زدم یا رنو ماشین نیست؟
چقدر خوبه آدم ، آدم شه یا به نوعی آدم ، آدم تر شه!
این روزا دارم کوچولو کوچولو مهربونتر میشم.
راستی دارم از حال عاشقیم فارغ میشم .یعنی هرچی گفتم کشک.
زدم به بی خیالی!دارم یکی میشم عین ...
الی رفت مشهد برگشت.با کلی خاطرات تیغی!
روز اولش دپ بود.
سوغاتی مارو داد و پریشون حال رفت مارم دپ کرد زدم رو شونش گفتم علائم بعد سفر.
خوب میشی!
خوب شد!
نه روزو با امیر صاحب سویت خوشید( در کنارش با تبریزیه رفت شاندیز)
تو کوپه با پسر رئیس اداره راه آهن میلاد دوستی کرد..
محمدُ دیگه یادش نمیاد. حمید هم به آرشیو پیوست.
و من امروز فهمیدم ولنتاین یعنی!( از ولن تا حالا درگیر بودم)
پ.ن1: خعلی خوش گذشت به ما!نود جون خرگوشی قدمت مبارک.
پ.ن2:من واسه فارغ شدنم دلیل محکم دارم ای دوست!
پ. ن3:عاشقای این زمونه عشقاشون خاطره ساز نیست!
اینا وقتی که بزرگ شن بچگیشون ُ چی میگن
یاد چی باید بیفتن یاد تقصیر تو و من....
پ.ن4: چه پست بی ربطی.....
خاطرات زندگی من از اولش نه قبل داشت و نه بعد. از سال 86 به بعد بود که فهمیدم دنیامو دست کی دادم انگاری نمیشه نه هر کار میکنم نمیشه یه خورده بیشتر فکر میکنم بازم با عقل جور در نمیاد اصلا از اولشم چیزی نبوده که بخواد بشه.آره چیزی نبوده........
بچه تر که بودم هیچ آرزویی نداشتم سرخوش و شاد بودم رو ابرا زندگی میکردم سال تحویل که میشد با بزرگترا سر سفره هفت سین رو جفت پاها و دست رو زانو مینشستم تا تحویل سال بشه و بزرگترا بهم عیدی بدن از همون اولش پول دوست بودم همین که عیدیا جمع میشد بدو میزدیم چیپس و پفک بگیریم.اما امروز از نشستن کنار هفت سین میترسم و یه جورایی بیزارم از اینکه بشینم سال و به سال قبل تحویل بدم بگم برو خوش اومدی همه ی روزا مال خودت 89 و بگم که خوش اومدتر اومدی 90 .نه نه نه یه خورده کوچولو برگرد خاطراتتم با خودت ببر.سالی که داره میاد باید نو باشه پس من خاطرات کهنه نمیخوام.لباس نو گرفتم که با دل کهنه بخوام سرش کنم نه این انصاف نیست چه خاطرات خوب و چه بد!امسال دلم هفت سین نمیخواد چراشو حتی خودم هم نمیدونم. نه دوست دارم ماهی قرمز بگیرم و نه سبزه.(مطمئن باش)نه اینکه قاطی قاطی کرده باشما نه! گره زدن سبزه که بماند منی که بی خیال زاده ی مادرم و...پس رسیدن به خودمم محاله!
یه خورده بایست! خواهشت میکنم STOP !
گاهی اوقات دلم به روزای رفته تنگ میشه به روزایی که برام بهترین بودن، منم قدر دونستم اما خب چه فایده روزی که قرار بود بره قدر دونستن نمیخواد، میخواد ؟ تو بهم بگو اصلا!
- همیشه فکر میکردم زندگی همونی که من بخوام بهم میده اما صد حیف که زهی خیال باطل زدم.
-انگاری همین دیروز بود بابا به رسم پسر بزرگی مامان جون 13 روز مهمون خونه ما کرد.یادم نمیره که چطور جلو مهمونا ضایعم میکرد....امروز کنار ما نیست ببینه بعد اون همه سر پا ایستادن ....
-من با واژه ها زندگی نمیکنم پس سکوت میکنم به حرمت لحظه هایی که دوست داشتم برام اتفاق بیفتن و نیفتادن...
٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭
دستامو مشت میکنم تا بغضی که جلو نشکنه تموم زرومو می زنم به دستام ولی نمیشه.
با اینکه همه چی آرومه اما بی خودی دلم گرفته .ته دلم نه رخت چنگ میزنن نه دوست دارم به دل گرفته ناخون بکشم. گاهی با خودم که فکر میکنم میبینم حتی خودم هم از این درد و رنجا لذت میبرم من میسوزم اما از دوباره خودم میسازم امسال سال بدی نبود اما خوب هم نبود شاید هم مث سالای قبل بود یا شاید...دیگه خیلی وقته از زندگی انتظار زیادی ندارم آروم آروم جلو میرم بچه که بودم شخصیت دوست داشتنی کارتونای بچگیم تارو سوباسو بود سال بعد تغیرش دادم رفتم رو جودی ابوت اما به خاطر شکی که به سایه ی بابا لنگ دراز داشتم اونم گذاشتم کنار و زدم تو ساعت برنارد و با تموم بچگی خواستم ساعت برنارد و داشته باشم با اینکه اونموقع ها خیلی کوچولو بودم اما از طرفی مطمئن بودم چیزی به اسم نگه داشتن زمان وجود نداره اما با این حال آرزو میکردم که ساعتم مث ساعت برناردSTOP بزنه اونموقع ها الکی الکی تو بحر این آرزو بودم اما الان تو بیست سالگیم دلم واقع اون ساعت رو میخواد امروزم یقین دارم که این توهمی بیش نیست اما من پی ثانیه ها می دوم شاید روزی بشه ازش رد بشم اما جلو زدنم ازشون محاله ! آره محاله.
+دلم میخواد قیافه ی خودمو موقع تحویل سال نبینم.
++نمیدونم چرا این چیزارو نوشتم شاید احساس میکنم امسال سال خوبی در انتظارمه ، شاید میخوام سال بعد این پست رو زنده کنم و شاید.......نه همون گزینه اول قشنگترین تعبیره برای خوش بودن.
+++ happy happy new year 90 happy noroOz .
++++عیدی ما یادتون نره! هوای بچگی هامو کردم...
عید همگی مبارک سال خوبی داشته باشید و بهترین ها رو از خدا...
+++.....
ما تو ولایتون یه ایستگاه داریم به اسم پایانه همونجا که مقر اتوبوساس(اسمش گذاشتیم مترو)جای معرکه ای.
هرچی دلت بخواد اینجا میبینی.
یکی از صندلیا رزرو شده ی یه خانوم و یه آقای نسبتاً محترمه(حدوداً سی و خورده ای سنشونه)هراز گاهی عصرا میان عاشقونه کنار هم میشینن دست تو دست هم. گاهی دمه گوش هم پچ پچ میکنن با خودم میگفتم حتمی بچه ندارن و دارن بهترین روزای عمرشون با هم تقسیم میکنن و در حال کیفن یه چند باری اینارو با هم می دیدم و راحت از کنارشون رد میشدم.
با مینا بودم در حال صحبت کردن از انحرافات جنسی و اخلاقی و اینا..... که دیدمشون. منم که اینارو تابستون به این ورندیدم یه چی بگم خودتون تصورش کنید یعنی انگاری تو این دنیا نبودن مشکوک شدم گفتم مینا تو سوار شو منم میام بالا اتوبوس خواست حرکت کنه پیاده میشم گفت : چرا؟گفتم میخوام ببینم اونا دارن چه غلطی میکنن.جوشی شده بودم طوری بلند حرف زدم که همه ی سرا چرخید طرف اونا.دیدم ای دل غافل تو گول خوردی و تو این مدت این تصاویر قشنگ و از دست دادی.اگه عجله نداشتم ارشاد و صدا میزدم بیان جمعشون کنن برن یه خراب شده ای کیف اینارو کوک کنن مرتیکه ی الاغ دست زن رو زیر چادر .......زنیکه ی هرجایی خاک تو سرت همین شمایین که ملت و به هم میریزین آخه یه جای خلوت بود صدام در نمیومد اد آوردن دمه ایستگاه بچه های دانشجو این کثافت کاریارو میکنن ما با وجود شما ماهواره میخوایم چیکار.شبکه ی انیمل سکس بخوره تو سر شما دوتا.اصلا تو حال خودشون نبودن از این بالا همه چی مشخص بود.
+++ یاد پست :( سارا می افتم که .....
+++ اسلام ؟ شناسنامه ؟ هویت ؟ ایرانی؟ مسلمان؟
از دروغ!از ریای آدما بدم میاد.
از تظاهر سازی ، خوب نشون دادن خودشون به هم بدم میاد.
بیزارم از آدمای نقاب به چهره!
از خراب کردن اطرافیانشون به خاطر جمع کردن گند کاری خودشون بدم میاد.
از قشنگ نبودنای قلبشون بدم میاد.
از خودخواهیاشون از غرور بیجاشون از خودشیفتگیشون بدم میاد!
از آدمای نوکیسه و تازه به دورون رسیده بدم میاد.
متوجه ای چی میگم از تو بدم میاد تو یه آشغاله هرزه ای که تو دنیا لنگه ات مال خودته اما با این حال دنبال آدمای قشنگ میری!
تو انقدر آدم مزخرفی هستی که حتی بلد نیستی حرفای قشنگ و درست ادا کنی.
پ.ن1: مخاطب این پست از اوناس..... اونیکه باید بفهمه فهمید
پ.ن2:چون روی پست آوردمت فکر نکن آدم مهمی شدنی واسه من همون داهاتی هستی که...
پ.ن3: یه تفنگ دولول میخوام واسه خفه کردن صدات طی کش!
چقدرعاشقونه نگات میکنم و توچقدر بی تفاوت از کنارم رد میشی و مشغول کارت.من چقد این روزام پراز تو و تو چقدر این روزات سرگرم کار دومت.چه حسه قشنگیه وقتی که کنارت می ایستم جوری نزدیکت می ایستم که نفست به صورتم بخوره.چه حسه قشنگی بهم دست میده وقتی شمارتو رو گوشیم میبینم دوست دارم تا بوق آخر جواب ندم میترسم.چقدر صدام میلرزه وقتی که باهات حرف میزنم وچرت و پرت میگم .راستی باورت میشه؟صدای ضربان قلبم گوشمو کر میکنه وقتی که چرت و پرت میگم. راستی تنمم میلرزه قلبم میاد تو دهنم. ته دلم خالی میشه وقتی قطع میکنی.نمیدونم چه حسیه باید خوشحال باشم یا ناراحت.این روزا میگذزه . من دقیق یادمه 20 آذر فهمیدمت و الان دقیق یادم نمیاد که چطوری از کنارت رد شدم.دیگه واسه نگفتن دیر نیست.واسه گفتن هم زود نیست.فردا نزدیکه اما من هنوزم قصد اعتراف ندارم و نخواهم داشت با این حال تا فردای فردا دوستت دارم تا ببینم خدا برام چی می خواد.همه چی آرومه ولی ته دلم...
یه موضوع کاملا بی ربط اما فردیا نوشت:یعنی اگه موسیقی نباشه من زندگی ندارم کم پیش میاد آهنگی رو نشنیده باشم اگه موقعیتم اجازه میداد حتما خواننده میشدم عاشق هر چی تریپ غم.نه اینکه درونم غمگین باشه ها نه همینجوری گوش میدم تنها چیزی که منو از دنیا دور میکنه همین موسیقیه و تنها چیزیه که در همه حال آرومم کرده و زخمامو از یادم برده.از این پست به بعد اینجا قراره فیلم یا آهنگ پیشنهاد بدم.حالا هرکی به روز بود و وقت داشت استفاده کنه.
پ.ن 1 :بالاخره انتظار ما به سر رسید مهرنوش کل کاراشو آلبوم کرد.ترک بندی ، آهنگسازی و تنظیمش معرکه اس.ترک قدم قدم ، همیشه کم میارمت فوق العاده اس.آلبوم این سری خواننده های مطرحی داشت.حیف که هیچکدوم هم ولایتی ما نیستید والا همه رو براتون کپی رایت میکردم.
پ.ن 2: سن پطرز بورگ!خیلی بامزه اس.من خودم یه فیمینیسم 3 آتیشه ام واسه همین از تسویه حساب خوشم اومد.
پ.ن 3: راستیییییییییییییییییی خیلی دوستت دارم.( اونی که باید بفهمه نمیاد اینجا)
ولنتاین یعنی چی؟ اصلاً ما چرا تو این روز به هم هدیه می گیریم؟ که چی بشه؟ولنتاین یعنی اینکه توی مذکر به 5تا جی افت کادو بگیری و رو 5 تا کارت بنویسی تو تنها عشق منی؟ولنتاین یعنی اینکه توی مونث از این یکی بی افت کادو بگیری بدون اینکه بازش کنی بدی به اون یکی بی افت بعد طرف با زبلی بزنگه بهت بگه این چی بود برام گرفتی ؟(منظورم همون چیزه....)ولنتاین یعنی دختر 13 ساله ی پاساژی که سر گیر نیاوردن کادو به پسره فحش ترکی بار کرد فکر کرد ما متوجه نمی شیم ولی ما متوجه شدیم چون خودمان ترک میباشیم(ترک غیر اصیل)ولنتاین یعنی آرزو(همکلاسی بنده)که تا دلت بخواد بی اف داره رقمش نجومیه!نمیدونه فردا با کدومشون بره کافی شاپ؟(من داوطلب).چرا راه دور بریم ولنتاین یعنی من؟(بس که بی عرضه ام)(نه من اونی که دوسش دارم و ندارم والا بهترین روز عشق و براش میگرفتم)من امل نیسم من کشته ی فرهنگ اصیل ایرانم.هر روز ما روز عشق چرا ما فقط تو این روز یادمون بیفته همدیگرو دوست داریم(اصلا ما چیزی به اسم دوست داشتن تو تقویممون رو داریم؟)ولنتاین یعنی دختر ماهی ور پریده که از بی افش یه چک پول 50 گرفته و قراره با اون بره پابوس امام رضا؟درست چهار روز بعد یعنی 29 بهمن روز اسپندارمذگان یعنی روز عشق نامیده شده اما کدوم ایرانیه که بدونه.بگذریم نمیخوام چرند ببافم اما کاش یه کم فرنگ زده نمیشدیم.
پ.ن1:این پست قرار بود 25 بهمن آپ بشه که به دلایلی نشد.
پ.ن2:ما که کلی دلمون سوخت ولنتاین نداشتیم.